بغضی نشسته در گلو
آهی نشسته در دلم
اشکم اجازه می دهد
تا یک دمی آرامتر
خالی کنم درد دلم
آه ای خدای مهربان
آه ای نشسته برزمان
آه ای زنجیر دلم
بسته به یادت، هر زمان
مهر تو بر پیشانیم
یاد تو در چشمان من
این جبال درد را
چون دشت
آسان کرده است
در خلوتی دور از ملک
بگشا بدستت
دفترم
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر